کنچیوا مینا سان

طنز اوردم براتون

بریم سراغشون

 

دازای وقتی تو مافیا بود:چویا اگه منو بدزدن چیکار میکنی؟

چويا:هیچی صبر میکنم تا وقتی که نتونن تحملت کننو ازادت کنن

دازای:

عشق و محبت:


 

سباستین:فک کنم از فیلم تایتانیک منتفر باشین مای لورد....واسه شما یکم زیادی رمانتیکه

شیل:نه اتفاقا خیلی خوشم میاد

شیل:نقش مورد علاقه ام هم کوه یخه


کانکی:چرا دفترچه ی خاطراتمو خوندی؟

توکا:ببخشید.اولش نفهمیدم دفترچه خاطراتته...فک کردم یه رمان غمانگیز دست نویسه


يوكينه:یاتو میشه پول قرض بدی؟

یاتو:اره...بعدا حتما بهم زنگ بزن

یوکینه:ولی من که تلفن ندارم

یاتو:دقیقا


زنيتسو:میخوای همه ازت بترسن یا همه دوست داشته باشن؟

اینوسکه:میخوام همه ازین که چقد دوسم دارن بترسن

زنيتسو: ...


آعویی : تانجيرو واسه تو چیه؟

زنیتسو : دلیل بیدار شدنم هرروز

آعویی : واو، چه کیوت في

.

.

تانجيرو هرروز صبح بالای سر زنيتسو: بیدار شو بیدار شو زنیتسو بیدار شو بیدار شو بهتره بیدار شی


توکا : کجا میری؟

کانکی : بستگی داره، وقتی بمیرم قاعدتا جهنم ولی الان دارم میرم دسشویی

توکا :...


 

لیوای: اعصابم خرابه نامه ی عاشقانه ای که واسه اارن نوشته بودمو گم کردم

ارمین:منم امروز اعصابم خرابه

ارمین :امروز صبح میکاسا رو به خاطرخوردن کاغذ بردم دکتر

لیوای تا ابد:................

 


ارن : سرم درد میکنه

لیوای : میخوای قطعش کنم؟


آرمین، درحال خوندن روزنامه: په احمق تو پارک میخواسته با یه غاز دعوا کنه.

ارن در حالیکه دستش رو که پر از نیش و پره قایم میکنه: شاید اون غاز خیلی وحشی بوده.


 

اما : به نظرت میتونم یه تیکه از کیک تو یخچال رو بردارم؟

نورمن : قوانین چی بودن اما؟

اما : قبل خواب شیرینی ممنوعه

نورمن : نه، اینا قوانین برای ری ان ، مال من اینه یه تیکه به منم بده"

 


اتسوشی: من همیشه تو رو تحسین می کنم دازای-سان

دازای: چون من ازت بلندترم

چويا: چه میگه


آتسوشی:دازای دارین چیکار میکنین؟!

دازای:دارم ی چیز ظریف و شکننده حمل میکنم!

چويا: چويا:بزارم پایین مرتیکهه!

اتسوشی: ...


يو: هی میکا میتونی کلمه "عالی" رو اسپل کنی؟

میکا : اسونه که (ی ، و ، چ ، 1، ن)

يو: عه این که اسم منه

میکا : دقیقن :)


اتسوشی : حالا باید چیکار کنیم؟

اکوتاگاوا : من یه نقشه دارم :)

اتسوشی : کشتن تو کارمون نیس

اکوتاگاوا : نقشه ای ندارم


دازای:تا من ماشینو پارک میکنم برید و به میز بگیرید؟

اکوتاگاوا:اوكيه

* پنج دقیقه بعد* اتسوشی*در حالی ک میز رستوران دستشه میدوعه طرف ماشین*

اکوتا گاوا:این ماشین رو روشن کن


میکا : می تونم یه سوال ازت بپرسم

کرول : اره بپرس

میکا : تو که دو هزار سالته مسیح رو دیدی؟

کرول : ...


چويا* در حال رانندگی : دارم می بینمت

دازای [وسط جاده] : منم میبینمت

چويا : از جات تکون نخور مستقیم دارم می یام سمتت ^^

دازای : باشه ^^

دازای : صبر کن چی؟!


آتسوشی : همکاران گرامی این پرونده هنوز بسه نشده؟

دازای : پرونده مشکل داره.

آتسوشی : خو اینا پیرو اصلا زیر مبل پیدا کردم چی؟

رانپو : هیس! پرونده ها مشکل دارن.

آتسوشی: ...


کرول : نمی دونم چرا هیچ کس جدیم نمی گیره

میکا : شاید چون بچه ای

کرول : من دو هزار ساله که چهارده سالمه

میکا: =/


تموم شد

البته بازم هست که تو پست بعدی می زارم

خب فعلا